تبليغاتX
تجارت الکترونیکی بین المللی ماتریکس کارد

دختران ایرانی نازترین عکسهای ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

نازترین عکسهای خارجی

عکس های خارجی

کلیپ عکسهای خفن ایرانی های ایرانی

کلیپهای ایرانی


gesmat

فرهاد

gesmat

http://gesmat.blogfa.com

تجارت الکترونیکی بین المللی ماتریکس کارد

تجارت الکترونیکی بین المللی ماتریکس کارد

تجارت الکترونیکی بین المللی ماتریکس کارد

به نامه خدا اینکه به وبلاک خودتون اومدین تشکر میکنم و امیدوارم از این فرصت به دست آمده به نحو احسن استفاده کنن به قول ما ترکا سنگ و بنداز شاید خورد ولی من مطما هستم این روش تجارت الکترونیکی با بقیه فرق میکنه چون ما چیزی رو از دست نمیدیم بر عکس احتمال اینکه یه چیزایی هم به دست بیاریم خیلی بالاست امتحانش که ضرر نداره (درسته)؟به حر حال امید وارم موفق باشین و این روش تجارت الکترونیک بتونه زندگی تونو از لحاظ مالی غنی کنه یا حق...

تجارت الکترونیکی بین المللی ماتریکس کارد

تجارت الکترونیکی بین المللی ماتریکس کارد
خانه آرشیو لینکستان پست الکترونیک تماس با ما
قالب وبلاگ فال حافظ جوک SMS گالری تصاویر بلاگفا
ذخیره سازی علاقه مندی خانگی کن تبادل لینک RSS 2.0
 
موضوعات
 

 

 
 
تبلیغات
 
افراد آنلاین
 

کل نمایش:
سايت هاي مرتبط با ما

 نویسندگان:
فرهاد
فرهاد
جدیدترین مطالب
   
آرشیو مطالب
   
  گیاهان سمی
مرتبط با :
ارسال شده در: سه شنبه دهم آذر 1388
سمی ترین گیاهان دنیا
26 فروردین 88 - 15:05
  ( صفر راي   ،   صفر امتیاز )
امتياز :

189603_20
 

 

برگ ها، دانه های و گل های این گیاه زیبا سمی هستند. این سم باعث ضربان قلب نامرتب و سوء هاضمه و سرگیجه می شود. برگ های قسمت بالای ساقه بسیار خطرناک هستند، یک گاز زدن کوچک برای منجر به مرگ شدن کافی است. نشانه های اولیه شامل حالت تهوع، استفراغ، بی اشتهایی، درد شکم و روده، هزیان گویی و سردرد شدید می باشد.
 



Doll''s Eyes (Actaea pachypoda)

189603_19
 

 

این گیاه عجیب بسیار سمی است. حبه های میوه آن بسیار سمی است وشامل سم cardiogenic می باشد که باعث یک اثر آرام بخشی فوری روی ماهیچه قلب می شود. خوردن این دانه ها منجر به کند شدن قلب و مرگ می شود.
 

نوشته شده توسط فرهاد ,

  گیاهان در قرآن
مرتبط با :
ارسال شده در: سه شنبه دهم آذر 1388
گیاهان در قرآن (زنجبیل)

در آن جا جامی بنوشانندشان كه آمیخته با زنجبیل باشد.(انسان/ 17)

نام قرآنی: زنجبیل

نامهای متداول: فارسی: زنجبیل شنكلیل؛ عربی: زنجبیل، زنجفیل، جنزبیل، زنزبیل؛ اردو، هندی، كشمیری، پنجابی: سونته، اَدَرك؛ سانسكریت: اردركم، سرینجبر، بنگالی: آدا؛ تامیلی: اینجی؛ مراتی: آل؛ گجراتی: ادو؛ ملیالمی: اینچی؛ انگلیسی:ginger ، فرانسوی: gingembre؛ آلمانی: Zingiberi, Ingwer؛ یونانی: zingberis اسپانیایی: jengibre؛ ایتالیایی: zenzero؛ روسی: imbir لاتینی: zingiber

نام علمی: Zingiber officinale (از تیره زنجبیل Zingiberceae)

اشاره قرآنی:

"ویسقون فیها كاساً كان مزاجها زنجبیلاً." (انسان/ 17)

در آن جا جامی بنوشانند شان كه آمیخته با زنجبیل باشد.

در این آیه خداوند به اهل بهشت وعده فرموده كه به پاداش كارهای نیكویشان در دنیا به آنان شرابی می نوشاند با طعم زنجبیل. در تفسیر مظهری آمده كه اعراب علاقه زیادی به زنجبیل داشتند لذا خداوند بنابر ذائقه آنان چیزی وعده فرمود. مولانا مودودی می نویسد: اعراب عادت داشتند زنجبیل را با آب نوشیدنی خود بیامیزند.

زنجبیل كه نام علمی آن "زنجیبر افیسینال" است گیاهی بومی هندوستان می باشد و اعراب در روزگاران قدیم زنجبیل یا بس (خشك) (سونته) را از هندوستان وارد می كردند. كلمه عربی زنجبیل گویا مشتق از كلمه سانسكریت "سرینجبر" باشد. مولانا سید سلیمان ندوی گفته است "برای ما (هندیان) نهایت افتخار است كه چند كلمه ای از سرزمین ما سعادت راه یافتن به قرآن مجید را پیدا كرده است. شكی نیست كه در رابطه با بهشت خداوند نام سه گیاه معطر سرزمین ما (هندوستان) در قرآن مجید آمده است. و این سه عبارتند از مِسك، زنجبیل و كافور." و بنا به گفته مولانا ندوی این سه كلمه به ترتیب از سه كلمه هندی مُشك، سرنجورا (جرنجبرا) و كارپورا (كاپور) مشتق شده است. او نیز نوشته است كه سوای زنجبیل و كافور، كلمه طوبی نیز مشتق از كلمه توپا در زبان سانسكریت می باشد.

موارد استفاده زنجبیل

زنجبیل، ریزوم این گیاه، ماده گیاهی جالبی است كه اكنون در سراسر جهان به كار می رود، و شامل روغنی معطر است كه بویی خوش دارد. ماده اصلی این روغن را كامفن، فلاندرین، زنجبرین، سینول و بورنوئل تشكیل می دهد. این روغن دارای رزینی چرب به نام جنجرین می باشد. روغن زنجبیل، رزین چرب زنجبیل و زنجبیل پرورده از اقلام مهم تجارت بین المللی است. این مواد در تهیه مواد خوراكی و نوشیدنی مانند شیرینی، بیسكویت، غذاهای پرادویه، چاشنی غذا، نان زنجبیلی، آبجو زنجبیلی، ترشیها، شربتها و مرباها به كار می رود.

مصارف پزشكی زنجبیل

زنجبیل محرك جهاز هاضمه و برای هضم غذا بسیار مفید است. زنجبیل برای درمان سوه هاضمه، نفخ، قولنج، استفراغ، تشنج موضعی، حالتهای درد ناك معده و تنگی نفس بسیار موثر است. عصاره زنجبیل همراه با آب لیمو و نمك طعام اگر قبل از غذا خورده شود، برای بی اشتهایی سودمند است. همچنین در مورد صفرا و سرسام تجویز می شود.

در مورد سوزش گلو و گرفتگی سینه و صدا یك تكه زنجبیل را می جوند تا بزاق خوب ترشح شود. عصاره زنجبیل برای درمان دیابت و رماتیسم مزمن مفید است. دندان درد و سر دردهای عصبی با خمیری از زنجبیل خشك و آب تسكین می یابد. ابن سینا خواص تقویتی بسیاری علاوه بر این خواص برشمرده است. جالینوس استفاده از زنجبیل را در مورد فلج و همه بیماریهای ناشی از سردی تجویز می كند.

بسیاری از كشورهای جهان به میزان فراوان زنجبیل تولید می كنند كه هندوستان و مالزی و نیجریه در راس آنها قرار دارند. در هندوستان حدود چهل در صد از مجموع این محصول را خشك می كنند و بقیه به كشورهای دیگر از جمله ایران، كویت، مراكش، عربستان، یمن، امارات متحده، انگلستان و آمریكا صادر می شود. هندوستان از راه فروش زنجبیل ارز خارجی برابر با 200 میلیون روپیه به دست می آورد. هنگ كنگ، چین و استرالیا عمده ترین تهیه كننده و صادره كننده زنجبیل پرورده به بازارهای غربی می باشند.

________________


گیاهان در قرآن (سدر)

او را بار دیگر هم بدید، نزد سدرة المنتهی، كه آرامگاه بهشت نزد آن درخت است. وقتی كه سدره را چیزی در خود می پوشید چشم خطا نكرد و از حد درنگذشت. (نجم/13- 18)

نام قرآنی: سدرة- سدر

نامهای متداول: فارسی: سدر؛ عربی: شجرة الله، ارز، ارز الرب، ارز اللبنان؛ عبری: اهرازم؛ انگلیسی: cedar؛ فرانسوی: cedre؛ آلمانی: Zeder؛ لاتینی:cedrus؛ یونانی: kedros؛ ایتالیایی، اسپانیایی: cedro؛ روسی: kedr.

نام علمی: Cedrus Libani( از تیره كاج Pinaceae)

اشارات قرآنی:

1." لقد كان لسبا فی مسكنهم ایة جنتان عن یمین و شمال كلوا من رزق ربكم واشكروا له بلدة طیبة و رب غفور. فاعرضوا فارسلنا علیهم سیل العرم و بدلناهم بجنتیهم جنتین ذواتی اكل خمط واثل و شیء من سدر قلیل."(سبا/15-16)

مردم سبا را در مساكنشان عبرتی بود: دو بوستان داشتند، یكی از جانب راست و یكی از جانب چپ. از آنچه پروردگارتان به شما روزی داده است بخورید و شكر او را به جای آورید. شهری خوش و پاكیزه و پروردگاری آمرزنده. اعراض كردند، ما نیز سیل ویرانگر را بر آنها فرستادیم و دو بوستانشان را به دو بوستان بدل كردیم با میوه ای تلخ و شوره گز و اندكی سدر.

2." و هو بالافق الاعلی. ثم دنا فتدلی. فكان قاب قوسین او ادنی . فاوحی الی عبده ما اوحی. ما كذب الفؤاد ما رای. افتمارونه علی ما یری. و لقد راه نزلة اخری. عند سدرة المنتهی. عندها جنة الماوی. اذ یغشی السدرة ما یغشی. ما زاغ البصر و ما طغی. لقد رای من ایات ربه الكبری."(نجم/7- 18)

و او به كناره آسمان بلند بود. سپس نزدیك شد و بسیار نزدیك شد. تا به قدر دو كمان یا نزدیكتر. و خداوند به بنده خود هر چه باید وحی كند وحی كرد. دل آنچه را كه دید دروغ نشمرد. آیا در آنچه می بینید با او جدال می كنید؟ او را بار دیگر هم بدیده نزد سدرة المنتهی. كه آرامگاه بهشت نزد آن درخت است. وقتی كه سدره را چیزی در خود می پوشید چشم خطا نكرد و از حد درنگذشت. هر آینه پاره ای از آیات بزرگ پروردگارش را بدید.

3. "و اصحاب الیمین ما اصحاب الیمین . فی سدر مخضود . و طلح منضود . و ظل ممدود . و ماء مسكوب . و فاكهة كثیرة . لا مقطوعة ولا ممنوعة . و فروش مرفوعة ."( واقعه/27- 34)

اما اصحاب سعادت. اصحاب سعادت چه حالی دارند؟ در زیر درخت سدر بی خار و درخت موزی كه میوه ای بر یكدیگر چیده شده، و سایه ای دایم، و آبی همواره جاری، و میوه ای بسیار؛ كه نه منقطع می گردد و نه كس را از آن بازدارند. و زنانی ارجمند.

ماهیت سدره

در قرآن مجید چهار بار نام كلمه سدره آمده است. دوبار در سوره نجم و دوبار در هر یك از سوره های واقعه و سبأ. فقط یك مورد(سوره سبأ) اشاره به این زمین خاكی و سه مورد دیگر وصف بهشت و آسمانهاست.

اغلب مفسران و مترجمان قرآن به زبان انگلیسی سدره را درخت كُنار می دانند كه به زبان هندی بری و به زبانهای اروپایی jujube ( عناب) و ziziphus( كنار) نامیده می شود. اما مولانا عثمانی می نویسد: " بری( عناب) سدرة المنتهی را كه در آیه 14 سوره نجم به آن اشاره شده نباید با بری این جهان اشتباه كرد. فقط خداوند آگاه است كه این چه نوع درختی است. می توان گفت كه ریشه های این درخت عظیم در آسمان ششم بود و شاخه های آن بالای آسمان هفتم." مولانا عبدالماجد بیان می كند: " سدرة المنتهی مرزی است كه این جهان را از جهان دیگر جدا می سازد. در اعتقاد به وجود چنین درختی تردید روا نیست زیرا به طور مسلم بسیاری از چیزهای موجود در این جهان از جمله گیاهان قطعاً در بهشت نیز وجود دارد." مولانا عبدالماجد در ترجمه سدرة المنتهی در سوره واقعه بیان می كند كه بعضی مفسران معتقدند سدره در واقع به معنای بری( درخت كنار) نیست بلكه درخت زیبای دیگری است. مولانا حقانی معتقد است كه وحی الهی نزدیك درختی مشهور بر موسی نازل شد و حضرت محمد صلی الله علیه و آله در سدرة المنتهی به دیدار حق نایل گردید.

در كتاب لغة القرآن سدر به معنای درختی كه آخرین حد معرفت انسانی را مشخص می كند آمده است. و غلام احمد پرویز سدرة المنتهی را مرز ادراك بشر می داند. مولانا مودودی می گوید سدره در واقع جایی است كه نبی اكرم صلی الله علیه و آله برای دومین بار جبرئیل را ملاقات كرد و درك ماهیت واقعی و توصیف درخت سدر مشكل است. لذا به نظر او آن چیزی بود كه خداوند كلمه سدر را مناسب ترین كلمه به زبان آدمیان برای آن می دانست. هیوز سدرة المنتهی را درخت نهایت می داند.

علامه یوسف علی سدره را درخت كنار از گونه كنار، عناب می داند كه در عربستان به صورت خودرو و هم پرورشی می روید. به رغم این حقیقت كه بیشتر مفسران قرآن سدره را درخت كنار می دانند با این وجود اغلب آنان اصل كلمه سدرة المنتهی را در ترجمه سوره نجم آیه 14 حفظ كرده اند. داود سدرة المنتهی را درخت سدره و سدر مخضود را سدر بی خار ترجمه كرده است:

برای دریافت هویت واقعی و ماهیت حقیقی سدره باید به هدف قرآن از اشاره به این درخت توجه كرد. در هیچ یك از چهار آیه مربوط به سدر نشانه ای یا وصفی از میوه آن نیامده است. به علاوه در هیچ یك از این آیات خداوند كلمه سدر را همراه با درختان میوه دار دیگر مانند نخل، زیتون، انجیر، انگور و انار نام نبرده است. در چندین آیه قرآن نام این میوه ها و درختان میوه با هم آمده است اما در هیچ جا نام سدر همراه با آنها نیامده است. از این رو به روشنی معلوم است كه منظور خداوند از ذكر سدره در واقع تنها بیان زیبایی، استحكام و عظمت درخت سدر بوده نه میوه آن. مثلاً در سوره نجم و سوره واقعه با ذكر كلمه سدره وصف بدیع وزیبایی از آسمانها و بهشت آمده است در صورتی كه در سوره سبأ، سدر یك نوع از سه درخت استواری بود كه از سیل بنیان كن عرم در امان ماند؛ دو درخت دیگر خردل و گز بود.

قبل از تلاش برای شناخت سدره واقعی لازم است نظر كسانی را كه این گیاه را درخت كنار و یا گونه ای از كنار( زیزفون) می دانند بررسی كنیم. به نظر پاكستون زیزفون( كنار) كلمه ای مشتق از عربی و به معنی بوته ای خاردار است. در واقع تمام گونه های كنار خاردار و كم ریشه اند. سه گونه كنار كه در عربستان می روید یكی كنار موریتانیایی است كه یك نوع عناب است و به زبان هندی " بِر" نامیده می شود، دیگری كنار كازرونی است كه عناب معمولی است و سومی كنار درختی است كه تاج مسیح از خارهای آن ساخته شده بود. این گونه كنار معمولاً بوته ای خاردار است ولی گاهی تا حد درختانی كوچك می رسد. همه انواع آن میوه های خوراكی دارند هر چند طعم هیچ كدام از آنها بخوبی دیگر میوه هایی كه وصف آن در قرآن آمده است مانند خرما، انگور، انجیر، انار و زیتون نمی باشد. گونه های كنار برای سوخت بسیار مناسب است اما از چوب این درختان استفاده صنعتی نمی شود. همه این گیاهان در مناطق گرم آفریقا و آسیا می روید اما هیچ نوع آن در مناطق سردسیر دیده نمی شود. باغستانهایی كه فقط كنار در آن كاشته باشند بندرت دیده می شود. این درختان یا به طور خودرو می روید یا در قطعات پراكنده زمین و یا در گرداگرد باغها به عنوان حصار یا پرچین كاشته می شود.

اكنون با توجه به این خصوصیات درخت كنار به این نتیجه می رسیم كه سدره ای كه وصف آن در قرآن آمده هیچ یك از این گونه های گیاهی نیست. زیرا در سوره نجم و واقعه وصف زیبایی درختان سدره آمده و در سوره سبأ از وجود آن در سرزمین سرد و كوهستانی یمن با ارتفاعی بیش از 1300 متر از سطح دریا سخن گفته است. در چنین ارتفاعی گمان نمی رود كه درخت كنار حتی به صورت غیر خودرو بروید. كنار را نمی توان درخت رعنا و مفید دانست به حدی كه توصیف آن شایسته آیه هایی در مورد سدرة المنتهی و بهشت باشد. و به این نكته باید توجه داشت كه در آیه ها ذكری از میوه سدره نشده است. در این شرایط بناچار نظر گروهی از مفسران را كه گفته اند سدره ممكن است" درخت خوب دیگری" باشد باید بررسی كرد. این انگیزه ای می شود كه امكان سدر لبنان را به عنوان سدر واقعی قرآن بررسی كنیم. نام علمی این درخت باشكوه سدر لبنانی " سدروس لیبانی" است كه معمولاً ارزالرب، شجرة الله یا ارز لبنان نامیده می شود. این درخت در قلمرو گیاهان است. سدر لبنانی درختی است بسیار تناور كه ارتفاع آن تا حدود 50 متر و تنه آن تا حدود 3 متر و دور درخت تا حدود 15 متر می رسد. شاخ و برگی انبوه و رنگی سبز تیره و شاخه هایی گسترده دارد. تمامی درخت با جلوه هماهنگ شاخ و برگها از دور شكوه و عظمت هرمی بزرگ به آن می بخشد. مولدنكه درست گفته كه با نگاه به درخت سدر( یا جنگل سدر) آدمی محو زیبایی آن می شود. منظره سدر افسونگر و جذاب است.

موارد استفاده سدر

چوب سدرالواری مرغوب است. چوبی است درخشان، روشن و با دوام و به علت داشتن رزینی به نام روغن سدر دارای بویی خوش است. به این دلایل بود كه در دوران قبل از مسیح معابد بزرگ با چوب سدر ساخته می شد. نیاز به دقت بسیار برای نظافت و شستشوی چنین بناهایی نبود. نقل شده كه قصر باشكوه سلیمان از چوب این درخت شگفت انگیز ساخته شده بود و هشتاد هزار كارگر را برای بریدن و بردن چوب این درخت به اورشلیم به كار گرفته بودند. در دوران فراعنه نیز درختان جنگلهای سدر لبنان را بریدند و چوب آن را برای ساختن قصرها و معابدی كه تا چندین قرن بعد باقی بود به مصر بردند. بریدن درختان سدر در زمان حضرت عیسی به مرحله ای رسیده بود كه این درخت بسیار كمیاب شده بود و در بعضی مناطق بریدن و نابودی آنها ممنوع و منفور بود.

درخت سدر در كتاب مقدس

در كتاب مقدس از درخت باشكوه لبنان به نام ارز كه در ترجمه یونانی و دیگر ترجمه های اروپایی به كدروس، سدرو، سدروس، و غیره ترجمه شده نام برده است. عده ای را عقیده بر این است كه نام عبری اِرِز و معادل آن در عربی اَرز مشتق از زبان سامی است. همین گونه دیگر نامهای آن مانند سدروس، سدرو، و غیره ریشه سامی دارند. این یك حقیقت تاریخی است كه قبل از ظهور اسلام مناطق وسیعی از سوریه، فلسطین و عراق زیر نفوذ یونان و روم قرار داشت. در نتیجه نام رومی و یونانی بسیاری از گیاهان با تغییری اندك در تلفظ و شكل كلمه وارد زبان عربی شد. لذا ممكن است اَرز (عربی) و اِرِز( عبری)، در زبان عربی به شكل سدر و سدره كه مشتق از سدروس و سدرو است درآمده باشد. اما هنگامی كه سدر واقعی یعنی سدره قرآنی حتی در لبنان و سوریه به صورت درختی مقدس درآمد مردم درختان دیگر را نیز سدره نام گذاشتند. مثلاً درخت اُرس در مناطق كوهستانی حجاز و دیگر بلندیهای عربستان می روید با وجود آن كه نام اصلی عربی آن عرعر بود، اَرز( سدر) نامیده می شد. به هنگام قطع درختان ارس، كه سرنوشتی همانند سدر لبنانی داشت، برای عرضه به مردمی كه تقاضای چوب و سوخت داشتند درختان دیگر نیز سدر نامیده شدند و كنار در این میان مقام اول را داشت مخصوصاً با توجه به این حقیقت كه چندین گونه از این جنس مانند كنار كازرونی و كنار( سدر) در جزیرة العرب به طور خودرو می رویید. این گونه بود كه سدره واقعی یعنی سدر لبنانی یا اَرزالرب به فراموشی سپرده شد و كلمه سدره به اشتباه به جای درخت كنار( گونه های كنار) به كار رفت و مقبولیتی عام و فراگیر یافت. در واقع چنین تغییراتی در نامهای بومی و محلی گیاهان پدیده ای متداول در اندوخته گیاهی هر كشوری یا هر زبانی می باشد. مثلاً كات هندی، سندروس، ساج و غیره برای گونه های گیاهی مختلفی به كار می رود كه از جنسها و حتی از تیره های مختلف می باشند. بنابراین می توان بسادگی استنباط كرد كه سدره واقعی همان سدر لبنانی بود گرچه انواع درختان ارس( عرعر) و كنار را نیز سدره می نامیدند.

استیگاس كه سدره را قامت بلند ترجمه كرده مسلماً به ارتفاع درخت سدره توجه داشته است. در واقع سدره زمانی سلطان جنگل نامیده می شد و اشارات زیادی به این درخت در كتاب مقدس آمده است. این درخت درخت خداوند نیز نامیده می شود و در یكی از آیات این گونه از آن ستایش شده است:

درختان خداوند شادابند. یعنی سروهای آزاد لبنان كه غرس كرده است.( مزامیر داود:104/16).

در آیه دیگری این گونه نام سدر آمده است:

كوهها به سایه اش پوشانیده شد. و سروهای آزاد خدا به شاخه هایش.( مزامیر داود:80/10).

سدر به زبان عربی شجرة الله و ارزالرب نامیده می شود و گونه ای همجنس آن كه در كوههای هیمالیا می روید به زبان سانسكریت و هندی" دئودرا" نامیده می شود كه به معنی چوب یا درخت خداوند است.(30 و 97).

چنان كه قبلاً بیان شد از دوران حضرت عیسی تا زمان ظهور اسلام اَرز را در زبان یونانی و دیگر زبانهای اروپایی با كلماتی شبیه سدر می شناختند، بنابراین اگر ارز لبنان را سدره ( سدر) قرآن بدانیم، همه آیات قرآن كه در آن نام سدر آمده است روشن و هماهنگ با این گیاه می شود.

توصیف درخت سدر در قرآن

درخت سدره در آسمان ششم و هفتم( سوره نجم) تناورترین درخت و زیباترین خلقت خداوند بود و موضوع وصف و عظمت بیشتر پیامبران بود. در سوره ای دیگر( واقعه) كه شرحی از نعمتهای بهشت است نام این درخت به صورت سدر مخضود یعنی سدر بی خار از آن جهت آمده كه در آیه بعدی همین سوره از طلح كه درختی خاردار است نام برده است. در سوره سبأ، آن جا كه می گوید فقط سه نوع درخت از ویرانی سیل رهایی یافتند وگرنه تمام بوستانها كلاً نابود می شدند، توصیف روشنی از سدره آمده است. این گیاهان خمط( درخت مسواك)، اثل( گز) و سدره (سدر لبنانی) می باشند. كه هر سه درختانی محكمند و ریشه هایی عمیق دارند. بنابراین بقای آنها در طول سیل عرم در مآرب واقعه ای منطقی تر و طبیعی تر است. در مآرب به خاطر كوهستانی بودن منطقه كه به علت ارتفاع آن( حدود 1400 متر) آب و هوایی سردسیری دارد امكان بودن سدر كه درختی سردسیری و كوهستانی است وجود دارد. بسادگی درك می شود كه در یمن كه در آن زمان دارای تمدنی عالی و دولتی ثروتمند بود سدر لبنانی می روییده است.

درخت سدر در قرن نوزدهم

كتابهایی كه در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم به وسیله متخصصان این رشته نوشته شده نشان می دهد كه سه گونه كنار انواع درخت اُرس و چند گونه گز هنوز هم در اصطلاح محلی سدر و ارز نامیده می شوند. كاملاً روشن است كه هنگام ظهور اسلام سدر واقعی همان ارز( سدر) لبنان بوده اما هر دو نام سدر و ارز برای دیگر درختان اُرس و كنار نیز به كار می رفته است. به هر جهت در زبانهای یونانی، ایتالیایی و دیگر زبانهایی كه ارتباط بیشتری با شمال عربستان داشته اند، سدروس، سدار، سدرو و غیره به معنای سدر لبنانی است نه كنار.

درخت سدر در روایات

احادیثی كه از حضرت محمد صلی الله علیه و آله نقل شده نشان می دهد كه سدر قرآن همان درخت تناور سدر است نه بوته ای خاردار مانند كنار. برای مثال حدیثی است در سنن ابوداود كه از پیامبراكرم صلی الله علیه و آله نقل می كند:" هر كس درخت سدری را قطع كند سرنگون وارد جهنم خواهد شد." حدیثی شبیه به این در همان كتاب نقل شده:" در مكه از نبی اكرم حضرت محمد صلی الله علیه و آله شنیدم كه بُرنده درخت سدر را لعنت فرمود." پیامبر صلی الله علیه و آله این حدیث را در جریان امری فرمود كه گروهی از مردم مكه از چوب سدر برای ساختن در استفاده می كردند. او این عمل را كاری ناپسند( بدعت) دانست. این احادیث پیامبر صلی الله علیه و آله در مورد نابودی و قطع این درختان از توجه علمی او به ذخایر ثروت گیاهی و حفظ موازنه محیط زیست نشأت می گرفت و اگر هنوز جنگلهای سدر در لبنان و سوریه دیده می شود به علت توجه مسلمانان به نگهداری این درختان بوده است. و چنانچه قطع این درختان جنگلی مجاز شمرده می شد درخت سدری در این زمان وجود نداشت. احادیث فوق بیشتر مربوط به درخت ارز است نه به درخت كُنار. قطع درخت خودرو و بوته مانند كُنار نمی تواند گناهی كبیره شمرده شود. برعكس قطع درختان كنار كهن رویش دوباره این درخت را تسریع می كند. این نظر كه فقط نابودی درختان كنار مكه و مدینه ممنوع و منفور بوده منطقی به نظر نمی رسد.

در حدیثی در صحیح بخاری از حضرت محمد صلی الله علیه و آله نقل شده كه به اصحابش فرمود سدرة المنتهی درختی بود بسیار تنومند كه برگهایش( شاخه هایش) شبیه گوش فیل بود و میوه اش مانند كوزه آب هاجر. اكنون هر كس این درخت را همراه با شاخه ها و مخروطهایش( یعنی میوه اش) از نزدیك ببیند تشبیهی را كه پیامبر صلی الله علیه و آله بیان فرموده تحسین می كند.

احادیث زیادی در صحیح بخاری، ترمذی و دیگر كتب حدیث آمده كه در آن توصیه شده است برای غسل دادن میت، برگ سدر را در آب گرم مخلوط كنند. در این جا فقط برگ سدر لبنانی و ارس خاردار مناسب ترین گیاه، برای ضدعفونی كردن است. اما در صورت نبودن این دو گیاه، برگ كنار جانشین مناسبی برای آن می باشد. لذا در صورت وجود هر یك از این گیاهان می توان از برگ آن برای شستشوی میت استفاده كرد.

با توجه به حقایقی كه ذكر آن گذشت سدره قرآنی(سدر) همان سدر لبنان است و درخت كُنار را سدر قرآن دانستن سوء تعبیری تاریخی است كه تا به امروز به طور مداوم بر گیاهانی محلی اطلاق شده است.


_________________


گیاهان در قرآن( انجیر)

نام قرآنی: تین

نامهای متداول: فارسی، اردو، هندی، پنجابی، بنگالی، مراتی: انجیر؛ عربی: تین؛ عربی: تینه؛ تلگو: انجورو؛ کشمیری: انجور؛ تامیلی، ملیالمی: سیمای آتی؛ بنگالی: دومور؛ سانسکریت: کاکودومبریکا؛ انگلیسی: fig؛ فرانسوی:figue؛ آلمانی: Feige؛ لاتینی:ficus؛ ایتالیایی: fico؛ یونانی: sukio,suko؛ روسی: inzhir,figa؛ اسپانیایی: higo.

نام علمی:Ficus carica ( از تیره توت Moraceae)

اشاره قرآنی:

1. سوره تین/1-4

والتین و الزیتون و طور سینین و هذا البلد الامین لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم

سوگند به انجیر و زیتون. سوگند به طور مبارک. به این شهرایمن، که ما آدمی را در نیکوتر اعتدالی بیافریدیم.

در قرآن مجید فقط یک مرتبه کلمه تین(انجیر) آمده است. اما این یگانه یادآوری، اهمیتی بسیار دارد. خداوند به تین و زیتون، طورسینا و بلد امین(مکه) سوگند یاد می کند و می فرماید آدمی در این دنیا به نیکوترین اعتدالی آفریده شده است.

مولانا عثمانی دلیل نام بردن تین و زیتون در سوگند سوره تین را دلیلی بر سودمندی بسیار این دو میوه می داند. ذکر نام طورسینا در این آیه به علت آن است که از این جا به موسی وحی شد. و شهر مکرم (مکه) که به نام بلد امین به آن اشاره شده حاکی از اهمیت مکان و علو مقام شهری است که حضرت محمد صلی الله علیه و آله برای ابلاغ پیام الهی اسلام از آن جا مبعوث شد.

مولانا مودودی معتقد است که سوگند خداوند به انجیر و زیتون در این آیه قرآن در واقع اشاره ای است به شام و فلسطین که پر از باغهای وسیع انجیر و زیتون است و پیامبرانی بسیار در این دو شهر زاده شدند.

به نظر مولانا حقانی تین نام شهری بود که اکنون دمشق نام دارد و زیتون نام قدیم اورشلیم بود. برخی دیگر از دانشمندان گفته اند که تین و زیتون نام دو کوه در شمال جزیرة العرب است. بعضی نیز گفته اند تین اشاره به درخت انجیری است در بهشت که آدم و حوا بدن خود را با برگ آن پوشاندند. به عقیده دیگری تین نام جایی بود که کشتی نوح از آن جا عازم سفر شد و اهمیت زیتون از آن جهت بود که پرنده ای را که نوح آزادش ساخته بود با شاخه ای زیتون به نشانه ظاهرشدن دوباره خشکی و گیاه بازگشت.( سفر پیدایش 8/11)

بنابر نقل مولانا عبدالماجد تعدادی از علما معتقدند گیاهان و جاهایی که در سوره تین به آنها اشاره شده بیانگر اهمیت چهار دین آن عصر است. از این رو ذکر تین( انجیر) اشاره به دین گواتمابودا است زیرا او در زیر درخت انجیر به نیروانا واصل شد. اشاره به زیتون یعنی مذهب حضرت مسیح (ع). زیرا در زیر درخت زیتونی به او وحی شد . کوه سینا(طور) دلالتی روشن بر دین موسی است و شهر مکرم مکه( بلدامین) به معنی دین اسلام و حضرت محمد صلی الله علیه و آله رسول خدا می باشد. علامه یوسف علی بیان می کند که انجیر هندی درختی است که مهاتما بودا در زیر آن به نیروانا واصل شد.

تین یا زیتون چه اشاره به درخت باشد، چه اشاره به جایی که این درختان در آب می رویند، در واقع به علت اهمیتی که برای انسان دارند این دو نام در قرآن مجید آمده است.

انجیر شاید گیاهی بومی سوریه و فلسطین و مصر باشد، زیرا نوع خودرو و هم نوع پرورشی آن در این سرزمینها دیده می شود. طول متوسط این درخت حدود 10 متر است و سالی دوبار میوه می دهد. این درخت تنها با وجود حشره ای به نام مگس انجیر میوه می دهد؛ در صورت نبودن این حشره باروری غیرممکن است و میوه ای به دست نمی آید. لازم است این حشره به مناطق جدیدی که کاشت درخت انجیر در آن متداول می شود منتقل گردد وگرنه درخت انجیر ثمر نمی دهد.

فوائد انجیر

انجیر ماده ای سرشار از موادغذایی است و چون الیافی ندارد خوردن آن مخصوصاً پس از بهبود از بیماریهای طولانی تجویز می شود. گذشته از حدود شصت درصد مواد قندی موجود در آن، دارای مقدار محسوس جوهرلیمو و اسیدمالیک و نمکهای کانی نیز می باشد. آنزیم مهمی به نام فیسین Ficin نیز در انجیر دیده می شود. انجیر غذایی است کامل و به سادگی هضم می شود. از نظر طبی ماده ای است که سنگ کلیه و صفرا را برطرف می کند و در رفع انسداد خفیف کبد و طحال مؤثر است. این میوه برای بهبود بواسیر و نقرس تجویز می شود و برای نارسایی کبد نیز مفید است. درحدیثی حضرت محمد صلی الله علیه و آله به بیماران مبتلا به بواسیر توصیه می کند که مرتباً انجیر بخورند.

انجیر هرچند گیاه بومی سوریه، فلسطین و مصر است. اما بیش از دو هزار سال پیش در ایتالیا متداول و بزودی بومی آن جا شد و سریع در اروپای جنوبی از جمله یونان گسترش یافت. در زمان افلاطون انجیر احتمالاً معروفترین میوه یونان بود. او انجیر را چنان دوست داشت که مردم او را فیلوسوکوس، فیلو( دوستدار) سوکو( انجیر)، می خواندند و کلمه فیلوسوف از آن گرفته شد.

انجیر خوراکی از میوه های بومی هند نیست هر چند دیگر گونه های آن به طور خودرو در هندوستان می روید. در زبان سانسکریت کلمه ای به معنای انجیر وجود ندارد واین نشان می دهد که کاشت انجیر اخیراً در هند متداول شده است.

گونه های دیگر انجیر که در هندوستان می رویند عبارتند از انجیر بنگالی،( لور، لول)( هندی: بارگد) انجیر خوشه ای( هندی: گولار) انجیر معابد( هندی: پیپل) انجیر رومفی( هندی: پاکر) و فیکوس. فیکوس در قرن 17 و18 در آسام از منابع خوب تهیه پلاستیک بود. اما پس از کشف درخت هوه Hevea در برزیل ماده ای که از این درخت به دست می آمد ارزش تجارتی بیشتری برای تهیه پلاستیک داشت و فیکوس از رونق افتاد. انواع دیگر این انجیر به عنوان گیاهی زینتی پرورش می یابند که کلاً گیاه کشدار نامیده می شوند.

لازم است گفته شود انجیر واقعی انجیر خوراکی می باشد اما گونه های دیگر این گیاه نیز انجیر نامیده می شوند که بعضی را انجیر خودرو و بعضی را انجیر هندی و غیره می نامند. علامه یوسف علی درخت انجیرمعابد را که گواتما بودا در زیر آن به نیروانا واصل شد به غلط انجیرهندی نامیده است. انجیرمعابد هر چند درختی بومی هند است درباره وجود آن در عربستان در زمان حضرت عیسی علیه السلام یا حتی قبل از آن نمی توان نظری قطعی داد؛ از این رو کلمه تین را که ریشه ای سامی دارد می توان برای هر یک از گونه های انجیر به کار برد. در هر صورت این یک واقعیت است که تین درختی مهم در فلسطین و سایر نقاط بود و به دلیل همین اهمیتش بود که قرآن از آن نام برده است.

حدیث

امام محمد بن احمد ذهبی(ره) روایت کرده که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:" انجیر میوه بهشت است. آن را بخورید که بواسیر را درمان می کند، ورم مفاصل را بهبود می بخشد."


_______________


گیاهان در قرآن( انار)

در آن دو، میوه هست و نخل هست و انار هست. "رحمن/68"

نام قرآنی: رُمّان

نامهای متداول:

فارسی، اردو، هندی، پنجابی: انار؛ عربی: رمان؛ عبری: رمُّن؛ بنگالی: دالم؛ مراتی: دالم؛ مراتی: دالمب، سانسكریت، گجراتی: دادِم؛ بنگالی، تلگو: دارِم؛ كشمیری: دان؛ ملیالمی: متلوم، تامیلی: مادولای؛ انگلیسی:pomegranate؛ فرانسوی:grenade؛ ایتالیایی: melograno, melagrana ؛ آلمانی:Granatapfel؛ لاتینی:granatum؛ اسپانیایی:granada؛ روسی: granat؛ یونانی:rodi.

نام علمی: Punica granatum( از تیره انارPunicaceae)

اشارات قرآنی:

1- وهوالذی انزل من السماء ماء فاخرجنا به نبات كل شیء فاخرجنا منه خضرا نخرج منه حبا متراكبا و من النخل من طلعها قنوان دانیة و جنات من اعناب والزیتون و الرمان مشتبها وغیرمتشابه انظروا الی ثمره اذا اثمر وینعه ان فی ذلكم لایات لقوم یومنون. (انعام/99)

اوست خدایی كه از آسمان باران فرستاد و بدان باران هر گونه نباتی را رویانیدیم، و از آن نبات ساقه ای سبز و از آن دانه هایی بر یكدیگر چیده و نیز از جوانه های نخل، خوشه هایی سر فروهشته پدید آوردیم، و نیز بستانهایی از تاكها و زیتون و انار، همانند و ناهمانند. به میوه هایش آنگاه كه پدید می آیند و آنگاه كه می رسند بنگرید كه در آنها عبرتهاست برای آنان كه ایمان می آورند.


2- و هوالذی انشا جنات معروشات و غیرمعروشات والنخل و الزرع مختلفا اكله و الزیتون و الرمان متشابها و غیرمتشابه كلوا من ثمره اذا اثمر و اتوا حقه یوم حصاده ولا تسرفوا انه لا یحب المسرفین.( انعام/141)

و اوست كه باغهایی آفرید نیازمند به داربست و بی نیاز از داربست، و درخت خرما و كشتزار، با طعمهای گوناگون، و زیتون و انار، همانند، در عین حال ناهمانند. چون ثمره آوردند از آنها بخورید و در روز درو حق آن را نیز بپردازید و اسراف مكنید كه خدا اسراف كاران را دوست ندارد.

3- فیهما فاكهة و نخل و رمان.( رحمن/68)

در آن دو، میوه هست و نخل هست و انار هست.

در قرآن مجید سه جا از رمان نام برده است. در سوره انعام/141 درباره میوه این درختان توصیه مهمی شده است. در آن ذكر شده: چون ثمر آوردند از آنها بخورید و در روز درو، حق آن را بپردازید؛ معنی این دستور آن است كه خداوند انحصار یا مالكیت فردی محصولات كشاورزی و نباتی را نمی پسندد.

تاریخچه انار

زادگاه انار كه نام علمی آن" پونیكا گرانتوم" می باشد، ایران است؛ هر چند نوع خودروی آن در هندوستان( در كوههای هیمالیا)، افغانستان و سوریه می روید. انار میوه ای بسیار لذیذ و آبدار است و از روزگاران بسیار قدیم به عنوان میوه ای خوراكی و هم برای مصارف پزشكی اهمیت بسیار داشته است. در باغهای معلق بابل درختان انار بسیار خوبی كاشته بودند و در مصر باستان انار را می شناختند. در زمان حضرت موسی انارهایی بسیار مرغوب در فلسطین، سوریه و لبنان كاشته می شد. شهر رِمُّن به واسطه انار مرغوب آن، رمان(انار)، شهری معروف بود.

كاشت انار در منطقه مدیترانه و كشورهای شرقی مانند هندوستان در زمانهای آخر متداول شد. اما پس از نفوذ اسلام در اسپانیا كاشت انار در آن سرزمین معمول شد و در قرن سیزدهم میلادی در انگلستان متداول گردید. بعدها اسپانیاییها این میوه پرارزش را به دنیای جدید یعنی مكزیك و فلوریدا بردند. كاشت آن كم كم در دیگر كشورها گسترش یافت و اكنون تقریباً در تمام كشورهای منطقه گرمسیر و معتدل می روید. اكنون نوع مرغوب انار از ایران، تركیه، افغانستان، سوریه، مراكش و اسپانیا وارد می شود. شهر شلاپور(شعله پور) هند به داشتن انارهای شیرین شهرت دارد. در ضیافتهای بزرگ در تركیه، انار از جمله میوه هایی است كه مهمانان را با آن پذیرایی می كنند.

فوائد انار

ارزش انرژی زایی میوه انار65% است. آب انار بسادگی هضم می شود و شامل 15% مواد قندی است كه منبعی سرشار از سدیم است و نیز شامل مقدار زیادی ریپوفلاوین، تیامین، نیاسین، ویتامین C، كلسیم و فسفر می باشد. پروتئین و چربی آن بسیار اندك است.

انار ماده ای غذایی مطبوع و دارای خواص طبی بسیار است. دارویی مقوی برای قلب است و برای التهاب معده و جلوگیری از درد دل نافع است. آب انار شربتی مبّرد و بسیار عالی است و به هنگام اسهال تشنگی را برطرف می كند. در درمان اسهال ساده و اسهال خونی مؤثر است. آب انار برای انواع ناخوشیها از قبیل التهاب قولون، كم خونی، یرقان، فشارخون، بواسیر و درد مفاصل دارویی مفید است. و اگر با عسل خورده شود صفرا را كم می كند. در بسیاری از ناراحتیهایی كه با روش هومیاپاتی- هومیاپاتی(Homeopathy) یك روش درمانی كه در آن بیماران را با داروهایی درمان می كنند كه همان داروها در بدن سالم علایم همان بیماری را ایجاد می كند.( فرهنگ پزشكی انگلیسی- فارسی، احدوت)- معالجه می شوند میوه انار تجویز می شوند.

جوشانده پوست ریشه انار كه شامل ماده قلیایی پلاتریرین و جوهر مازواست، دارویی بسیار مؤثر برای دفع كرمها از جمله كرم روده است. نقل شده كه این جوشانده برای بیماری سل مؤثر است.

پوست ضخیم انار سبب می شود كه این میوه با كیفیت خوبی نگهداری شود. انار را می توان تا شش ماه نگهداری كرد. پوست انار بیش از 20% جوهر مازو دارد و گاهی در صنعت چرم سازی به كار می رود. چرم معروف مراكشی و اسپانیایی در زمان گذشته با پوست انار دباغی می شد.

گل انار دارای خاصیت طبی بسیار زیادی است. و در مورد سقط جنین غیرعمدی تجویز می شود. گلهای سرخ روشن انار شامل رنگ دانه هایی با كیفیت عالی است.


_______________


گیاهان در قرآن ( انگور)

"پرهیزكاران را جایی است در امان از هر آسیب؛ بستانها و تاكستانها." ( نباء/ 31- 32)

نام قرآنی: عنب ( مفرد)، اعناب (جمع)

نامهای متداول:

فارسی: انگور، فرشك؛ عربی: عنب؛ عبری: عنو؛ اردو، هندی، پنجابی، بنگالی: انگور؛ تلگو، سانسكریت، مراتی، گجراتی: دركش؛ ملیالمی: مونتارنگا؛ كشمیری: داج؛ انگلیسی: grape؛ فرانسوی: cultive- vigne ؛ یونانی: roga،staphilia؛ آلمانی: , Weineere Traube ؛ اسپانیایی: uva؛ لاتینی:acinus ؛ ایتالیایی: acino ,uva روسی:vinograd.

نام علمی: Vitis vinifera(از تیره انگورVitaceae)

اشاراتی قرآنی :

1-" اَیـَودّ احدكم ان تكون له جنة من نخیل و اعناب تجری من تحتها الانهار له فیها من كل الثمرات و اصابهُ الكبر و له ذریة ضعفاء فاصابها اعصار فیه نار فاحترقت كذلك یبین الله لكم الایات لعلكم تتفكرون." ( بقره/266)

"آیا ازمیان شما كسی هست كه دوست داشته باشد كه او را بوستانی از خرما و انگور بوده باشد، و جوی ها در پای درختانش جاری باشد، و هر گونه میوه ای دهد. و خود پیر شده و فرزندانی ناتوان داشته باشد، بناگاه گردبادی آتشناك در آن بوستان افتد و بسوزد؟ خدا آیات خود را برای شما این چنین بیان می كند، باشد كه بیندیشید."

2- "و فی الارض قطع متجاورات و جنات من اعناب و زرع و نخیل صنوان و غیر صنوان یسقی بماء واحد و نفضل بعضها علی بعض فی الاكل ان فی ذلك لایات لقوم یعقلون."( رعد/ 4)

"و بر روی زمین قطعه هایی است در كنار یكدیگر و باغهای انگور و كشتزارها و نخلهایی كه دو تنه از یك ریشه رسته است یا یك تنه از یك ریشه و همه به یك آب سیراب می شوند و در ثمره، بعضی را بر بعضی دیگر برتری نهاده ایم. هر آینه در اینها برای خردمندان عبرتهاست."

3-" ینبت لكم به الزرع و الزیتون والنخیل والاعناب و من كل الثمرات ان فی ذلك لایة لقوم یتفكرون."( نحل/11)

"و با آن برایتان كشتزار و زیتون و نخلها و تاكستانها و هر نوع میوه برویاند، در این عبرتی است برای مردمی كه می اندیشند."

4-" و من ثمرات النخیل والاعناب تتخذون منه سكرا و رزقا حسنا ان فی ذلك لایة لقوم یعقلون."( نحل/67)

"و از میوه ها نخلها و تاكها شرابی مستی آور و رزقی نیكو به دست می آورید، و خردمندان را در این عبرتی است."

5-" او تكون لك جنة من نخیل و عنب فتفجرالانهار خلالها تفجیرا."( اسراء/91)

"یا تو را بستانی باشد از درختان خرما و انگور كه در خلالش نهرها جاری گردانی."

6-" واضرب لهم مثلا رجلین جعلنا لاحدهما جنتین من اعناب و حففناهما بنخل و جعلنا بینهما زرعا."( كهف/32)

"برایشان داستان دو مرد را بیان كن كه به یكی دو تاكستان داده بودیم و بر گرد آنها نخلها و در میانشان كشتزار كرده بودیم."

7-" فانشانا لكم به جنات من نخیل و اعناب لكم فیها فواكه كثیرة و منها تاكلون."( مؤمنون/19)

" با آن برایتان بوستانهایی از خرما و انگور پدید آوردیم. شما را در آن باغها میوه های بسیاری است كه از آنها می خورید."

8- " و جعلنا فیها جنات من نخیل و اعناب و فجرنا فیها من العیون."( یس/ 34)

"و در آن باغهایی از نخلها و تاكها پدید آوردیم و چشمه ها را روان ساختیم."

9- " ان للمتقینَ مفازًا. حَدَآئق و اعناباً." ( نباء/ 31-32)

" پرهیزكاران را جایی است در امان از هر آسیب؛ بستانها و تاكستانها."

10- " وَعنبًا و قضبًا."(عبس/28)

" و تاك و سبزیهای خوردنی."

انگور یكی از لذیذترین میوه هایی است كه خداوند برای انسان آفریده است و از این رو یازده مرتبه در قرآن مجید نام این میوه به صورت مفرد (عنب) و جمع (اعناب) آمده است.

آغاز كاشت درخت مو

چند نوع انگور خود رو( مو) در نقاط مختلف جهان دیده شده، بنابراین تعیین زادگاه اصلی مو مشكل است. اما بعضی از دانشمندان ارمنستان و آذربایجان را منشا اصلی این گیاه می دانند. احتمالاً كاشت مو در این ناحیه آغاز شده و از آن جا به ایران، عربستان و مصر گسترش یافته است. نقل شده كه كاشت مو قبل از زمان نوح متداول بوده است. از این رو شاید بتوان گفت كه در بین میوه ها انگور قدمتی بیش از نخل دارد. در تمدنهای كهن آفریقا و آسیا به كاشت مو و تولید شرابی كه از تخمیرانگور به دست می آمد اهمیت بسیار می دادند.

تاكنون حدود هشت هزار نوع انگور پرورشی در سرتاسر جهان دیده شده است كه نوعی انگور بی دانه ( به نام تامسون) در سطحی وسیع در چندین كشور از جمله ایتالیا، فرانسه، روسیه، اسپانیا، تركیه، ایران، افغانستان، ژاپن، سوریه، الجزیره، مراكش و امریكا كاشته می شود. بیش از نیمی از محصول انگور جهان در كشورهای اروپایی تولید می شود. هندوستان قبلاً انگور را از ایران و افغانستان وارد می كرد اما در سی سال اخیر كاشت آن در ماهارشترا، آندرا و كرناتاكا موفقیت آمیز بوده است و هر سال سیصد هزار تن انگور از این نواحی به دست می آید ولی این مقدار فقط یك درصد محصول جهانی است.

خواص انگور

انگور یكی از بهترین منابع طبیعی گلولز و فروكتوز است و 20درصد انگور را این مواد تشكیل می دهد. علاوه بر قندها، انگور دارای اسید تارتاریك و اسید مالیك فراوان است. مواد معدنی مانند سدیم، پتاسیم، كلسیم، و آهن به مقدار زیاد در آن وجود دارد. در صورتی كه پروتئین و چربی آن بسیار ناچیز است. بوی مخصوص انگور به علت ژرانیول و لینالول موجود در آن است. اخیراً تركیب دیگری به نام ویتامین P از آن تهیه می شود گفته می شود این ویتامین در جلوگیری از خونریزیهای ناشی از بیماری قند بسیار موثر است، تورم وریدی و تصلب شرائین بدن را به خوبی بهبود می بخشد انگور به علت مواد معدنی موجود در آن خاصیتی محرك، هاضم، آرام بخش، اشتها آور، مبرّد و مدّر دارد. خون را زیاد و تصیفه می كند و ناتوانی عمومی را درمان می بخشد. آب غوره قابض است و گلو درد را درمان می كند. شیره تاك برای بیماریهای پوستی و چشم درد مفید است. انگور همچنین برای برنشیت مزمن، بیماریهای قلبی، التهاب كلیه و نقرس مفید است. برای جلوگیری از تشنج ناشی از یبوست آب انگور به كودك می خورانند، و برای رفع تب و سرما خوردگی بسیار ثمر بخش است. برای مبتلایان به بیماری یرقان نیز غذای مفیدی است.

انگور در سرتا سر جهان مصرف خوراكی دارد، كه 80 درصد این محصول برای ساختن شراب به كار می رود. و 7 درصد آن صرف تهیه كشمش ( مویز) و سركه می شود. آمریكا و كشورهای اروپایی از تولید كنندگان عمده شراب انگور هستند، در حالی كه ایران، تركیه، یونان، استرالیا و افغانستان مهمترین تولید كنندگان كشمش می باشند. تركیه و یونان بهترین نوع كشمش را تهیه می كنند. تخمیناً هر سال 800000 تن كشمش در جهان تولید می شود. كشمش از نظر طبی مفیدتر از انگور است. كشمش برای تب، سرفه، نزله، یرقان و تورم نیمه حاد كبد و طحال نافع است.

استفاده نامطلوب از انگور

قبل از ظهور اسلام انواع بسیار خوب انگور در مناطق وسیعی در سوریه، عراق، فلسطین، حجاز، یمن و حضرموت به عمل می آمد و شراب به مقدار زیاد تولید می شد. در زمان هومر تهیه شراب انگور بخشی از زندگی مردم را تشكیل می داد. بعد از ظهور اسلام شراب سازی و مصرف شراب منفور و حرام شناخته شد. اما كاشت درخت مو را برای استفاده از انگور آن حلال می دانستند و این كار را تشویق می كردند. این حقیقت را نمی توان نا دیده گرفت كه در جامعه عرب جاهلی كارهای ناشایست زیاد وجود داشت واعتیاد به شراب یكی از علل این فساد اخلاقی بود. دستور حرمت شراب به طور ناگهان اعمال نشد؛ بلكه این امر به طور تدریجی و بر پایه اصول روان شناختی انجام گرفت. در مرحله اول ( بقره/219) بیان می كند كه گناه شراب از سود آن بیشتر است. پس از این در آیه دیگری ( نساء/43) می فرماید" آنگاه كه مست هستید گرد نماز مگردید." لذا می بینیم این دو آیه قرآن كریم مومنان را از شرب خمر بر حذر می دارد و سرانجام در سوره مائده آیه های 90 و 91 حرمت قطعی آن اعلام می شود.

پس از نزول این آیه سوره مائده مردم مدینه هر نوع شرابی را به كوچه ها ریختند بعضی از مسلمانان می خواستند اندوخته شراب خود را به همشهریان یهودی خود ببخشند اما اجازه چنین كاری را نیافتند. بنابر حدیثی تهیه، شرب، و حتی بخشیدن شراب حرام بود.

در قرآن مجید با كلمات مختلفی مانند خمر، شراب، سكر و كاس به شراب اشاره شده است. خمر در اصل به معنی شراب انگور است ولی به طور عام این كلمه را می توان برای هر نوع شرابی به كار برد. سكر هر چیزی است كه سبب مستی شود. كاس به معنای جام است و شراب معنای هر نوع مایع نوشیدنی از جمله شراب است. كلمه خمر در سوره بقره/219، سوره مائده/90و91، سوره محمد/ 15 و كاس در سوره طور/ 23، سوره دهر/ 5، سوره واقعه/ 18 و سوره صافات/ 45 آمده است و كلمه شراب چندین بار در جاهای مختلف ذكر شده است.



________________


گیاهان در قرآن (زیتون)

و درختی است كه در طور سینا می روید. روغن می دهد و آن روغن برای خورندگان خورشی است. (مؤمنون / 20 )

نام قرآنی: زیتون

نامهای متداول: فارسی، اردو، پنجابی، هندی: زیتون؛ عربی: زیتون، زیت؛ عبری: زیت؛ انگلیسی، فرانسوی، آلمانی: olive؛ روسی، لاتینی: oliva؛ ایتالیایی، اسپانیایی: olivo؛ ulivo؛ elia، elaia

نام علمی: Olea europaea ( از تیره زیتون Oleaceae)

اشارات قرآنی

1- وهوالذی انزل من السماء ماء فاخرجنا به نبات كل شیء فاخرجنا منه خضرا نخرج منه حبا متراكبا و من النخل من طلعها قنوان دانیة و جنات من اعناب والزیتون و الرمان مشتبها وغیرمتشابه انظروا الی ثمره اذا اثمر وینعه ان فی ذلكم لایات لقوم یومنون.( انعام / 99 )

" اوست خدایی كه از آسمان باران فرستاد و بدان باران هر گونه نباتی را رویانیدیم، و از آن نبات ساقه ای سبز و از آن دانه هایی بر یكدیگر چیده و نیز از جوانه های نخل خوشه هایی سر فروهشته پدید آوردیم، و نیز بستانهایی از تاكها و زیتون و انار، همانند و ناهمانند. به میوه هایش آنگاه كه پدید می آیند و آنگاه كه می رسند بنگرید كه در آنها عبرتهاست برای آنان كه ایمان می آورند. "

2- و هوالذی انشا جنات معروشات و غیرمعروشات والنخل و الزرع مختلفا اكله و الزیتون و الرمان متشابها و غیرمتشابه كلوا من ثمره اذا اثمر و اتوا حقه یوم حصاده ولا تسرفوا انه لا یحب المسرفین. (انعام / 141)

و اوست كه باغهایی آفرید نیازمند به داربست و بی نیاز از داربست، و درخت خرما و كشتزار، با طعمهای گوناگون، و زیتون و انار، همانند، در عین حال ناهمانند. چون ثمره آوردند از آنها بخورید و در روز درو حق آن را نیز بپردازید و اسراف مكنید كه خدا اسراف كاران را دوست ندارد.

3- ینبت لكم به الزرع و الزیتون و النخیل والاعناب و من كل الثمرات ان فی ذلك لایة لقوم یتفكرون. ( نحل / 11)

و با آن برایتان كشتزار و زیتون و نخلها و تاكستانها و هر نوع میوه برویاند، در این عبرتی است برای مردمی كه می اندیشند.

4- وَ شَجَرَةً تَخْرُجُ مِنْ طُورِ سَیْناء تَنْبُتُ بِالدُّهْنِ وَ صِبْغٍ لِلاكِلینَ. (مومنون / 20)

و درختی است كه در طور سینا می روید. روغن می دهد و آن روغن برای خورندگان نان خورشی است.

5- اللهُ نور السّمواتِ و الارضِ مثلُ نورهِ كمشكوةٍ فیها مصباحٌ المصباحُ فی زُجاجةٍ الزُّجاجةُ كانّها كوكبٌ دریٌ یوقد من شجرةٍ مباركةٍ زیتونةٍ لا شرقیةٍ ولاغریبةٍ یكادُ زَیتها یُضیءُ و لو لم تمسسهُ نارٌ نورٌ علی نورٍ یهدی الله لنورهِ مَن یشاءُ و یضربُ اللهُ الامثالُ للناسِ و الله بكلِّ شیءٍ علیمٌ. (نور / 35)

خدا نور آسمانها و زمین است. مَثَل نور او چون چراغدانی است كه در آن چراغی باشد، آن چراغ درون آبگ
 
 
 
 
 

گیاهان در قرآن( انار)

در آن دو، میوه هست و نخل هست و انار هست.

      "رحمن/68"

34155152184248159198193148170139219117514085.jpg

نام قرآنی: رُمّان

نامهای متداول:

فارسی، اردو، هندی، پنجابی: انار؛عربی: رمان؛عبری: رمُّن؛بنگالی: دالم؛مراتی: دالم؛مراتی: دالمب،سانسكریت، گجراتی: دادِم؛ بنگالی،تلگو: دارِم؛ كشمیری:دان؛ملیالمی: متلوم، تامیلی: مادولای؛انگلیسی:pomegranate؛فرانسوی:grenade؛ ایتالیایی:melograno, melagrana؛آلمانی:Granatapfel؛لاتینی:granatum؛ اسپانیایی:granada؛ روسی:granat؛یونانی:rodi.

نام علمی:Punica granatum( از تیره انارPunicaceae)

اشارات قرآنی:

1- وهوالذی انزل من السماء ماء فاخرجنا به نبات كل شیء فاخرجنا منه خضرا نخرج منه حبا متراكبا و من النخل من طلعها قنوان دانیة و جنات من اعناب والزیتون والرمانمشتبها وغیرمتشابه انظروا الی ثمره اذا اثمر وینعه ان فی ذلكم لایات لقوم یومنون. (انعام/99)

اوست خدایی كه از آسمان باران فرستاد و بدان باران هر گونه نباتی را رویانیدیم، و از آن نبات ساقه ای سبز و از آن دانه هایی بر یكدیگر چیده و نیز از جوانه های نخل، خوشه هایی سر فروهشته پدید آوردیم، و نیز بستانهایی از تاكها و زیتون و انار، همانند و ناهمانند. به میوه هایش آنگاه كه پدید می آیند و آنگاه كه می رسند بنگرید كه در آنها عبرتهاست برای آنان كه ایمان می آورند.

2- و هوالذی انشا جنات معروشات و غیرمعروشات والنخل و الزرع مختلفا اكله و الزیتون والرمان متشابها و غیرمتشابه كلوا من ثمره اذا اثمر و اتوا حقه یوم حصاده ولا تسرفوا انه لا یحب المسرفین.( انعام/141)

و اوست كه باغهایی آفرید نیازمند به داربست و بی نیاز از داربست، و درخت خرماو كشتزار، با طعمهای گوناگون، و زیتون و انار، همانند، در عین حال ناهمانند. چون ثمره آوردند از آنها بخورید و در روز درو حق آن را نیز بپردازید و اسراف مكنید كه خدا اسراف كاران را دوست ندارد.

3- فیهما فاكهة و نخل و رمان.( رحمن/68)

در آن دو، میوه هست و نخل هست و انار هست.

در قرآن مجید سه جا از رمان نام برده است. در سوره انعام/141 درباره میوه این درختان توصیه مهمی شده است. در آن ذكر شده: چون ثمر آوردند از آنها بخورید و در روز درو، حق آن را بپردازید؛ معنی این دستور آن است كه خداوند انحصار یا مالكیت فردی محصولات كشاورزی و نباتی را نمی پسندد.

تاریخچه انار

زادگاه انار كه نام علمی آن" پونیكا گرانتوم" می باشد، ایران است؛ هر چند نوع خودروی آن در هندوستان( در كوههای هیمالیا)، افغانستان و سوریه می روید. انار میوه ای بسیار لذیذ و آبدار است و از روزگاران بسیار قدیم به عنوان میوه ای خوراكی و هم برای مصارف پزشكی اهمیت بسیار داشته است. در باغهای معلق بابل درختان انار بسیار خوبی كاشته بودند و در مصر باستان انار را می شناختند. در زمان حضرت موسی انارهایی بسیار مرغوب در فلسطین، سوریه و لبنان كاشته می شد. شهر رِمُّن به واسطه انار مرغوب آن، رمان(انار)، شهری معروف بود.

كاشت انار در منطقه مدیترانه و كشورهای شرقی مانند هندوستان در زمانهای آخر متداول شد. اما پس از نفوذ اسلام در اسپانیا كاشت انار در آن سرزمین معمول شد و در قرن سیزدهم میلادی در انگلستان متداول گردید. بعدها اسپانیاییها این میوه پرارزش را به دنیای جدید یعنی مكزیك و فلوریدا بردند. كاشت آن كم كم در دیگر كشورها گسترش یافت و اكنون تقریباً در تمام كشورهای منطقه گرمسیر و معتدل می روید. اكنون نوع مرغوب انار از ایران، تركیه، افغانستان، سوریه، مراكش و اسپانیا وارد می شود. شهر شلاپور(شعله پور) هند به داشتن انارهای شیرین شهرت دارد. در ضیافتهای بزرگ در تركیه، انار از جمله میوه هایی است كه مهمانان را با آن پذیرایی می كنند.

فوائد انار

ارزش انرژی زایی میوه انار65% است. آب انار بسادگی هضم می شود و شامل 15% مواد قندی است كه منبعی سرشار از سدیم است و نیز شامل مقدار زیادی ریپوفلاوین، تیامین، نیاسین، ویتامینC، كلسیم و فسفر می باشد. پروتئین و چربی آن بسیار اندك است.

انار ماده ای غذایی مطبوع و دارای خواص طبی بسیار است. دارویی مقوی برای قلب است و برای التهاب معده و جلوگیری از درد دل نافع است. آب انار شربتی مبّرد و بسیار عالی است و به هنگام اسهال تشنگی را برطرف می كند. در درمان اسهال ساده و اسهال خونی مؤثر است. آب انار برای انواع ناخوشیها از قبیل التهاب قولون، كم خونی، یرقان، فشارخون، بواسیر و درد مفاصل دارویی مفید است. و اگر با عسل خورده شود صفرا را كم می كند. در بسیاری از ناراحتیهایی كه با روش هومیاپاتی- هومیاپاتی(Homeopathy) یك روش درمانی كه در آن بیماران را با داروهایی درمان می كنند كه همان داروها در بدن سالم علایم همان بیماری را ایجاد می كند.( فرهنگ پزشكی انگلیسی- فارسی، احدوت)- معالجه می شوند میوه انار تجویز می شوند.

جوشانده پوست ریشه انار كه شامل ماده قلیایی پلاتریرین و جوهر مازواست، دارویی بسیار مؤثر برای دفع كرمها از جمله كرم روده است. نقل شده كه این جوشانده برای بیماری سل مؤثر است.

پوست ضخیم انار سبب می شود كه این میوه با كیفیت خوبی نگهداری شود. انار را می توان تا شش ماه نگهداری كرد. پوست انار بیش از 20% جوهر مازو دارد و گاهی در صنعت چرم سازی به كار می رود. چرم معروف مراكشی و اسپانیایی در زمان گذشته با پوست انار دباغی می شد.

گل انار دارای خاصیت طبی بسیار زیادی است. و در مورد سقط جنین غیرعمدی تجویز می شود. گلهای سرخ روشن انار شامل رنگ دانه هایی با كیفیت عالی است.

 
 
نوشته شده توسط فرهاد ,

 
مرتبط با :
ارسال شده در: جمعه سیزدهم شهریور 1388
 

ماهيچه در نقطه اتصال عموما نازك مي شود و به صورتي طنابي محكم و سفت از بافت پيوندي در مي ايد . اين طناب كه مركب از تارهاي ماهيچه اي است كه هر يك در ورقه نازكي از بافت پيوندي محصور است و ماهيچه را به استخوان متصل مي سازد به زردپي موسوم است . زردپيها بسيار محكم هستند و بطوري كه ازمايش شده است كشيدگي معادل 9 تن در هر 2.5 سانتيمتر مربع را به خوبي تحمل مي كنند . كار زردپي اين است كه تمام همه نيروي يك ماهيچه را در يك نقطه از استخوان متمركز كند . ماهيچه اي بنام پالماريس لونگوس وجود دارد كه سر ان به استخوان بازو متصل است و نقطه اتصالش در نوار پهن محكم كف دست است . اين نوار از جنس بافت پيوندي رشته اي است كه در زير پوست قرار دارد و ماهيچه يا گروه ماهيچه ها را چون حلقه اي در ميان مي گيرد نوار پهن كف دست در زير پوست كف دست قرار دارد . كار پالماريس لونگوس خم كردن مچ دست است . زردپي بصورت ورقه پهني در سرتاسر كف دستمتصل است . چنين زردپي پهن و وسيع را اپونوروز مي نامند .

اگر ماهيچه اي در ساختمان انگشتان وجود داشت ضخيم و نرم مي شده و بيشتر ارزش خود را از دست مي دادنند . ماهيچه هايي كه انگشتان را به حركت در مي اورند در كف دست و در ساعد قرار دارند . زردپي هاي اين ماهيچه هاست كه سرتاسر انگشتان را طي مي كنند . نمونه زردپي دراز و ضخيم ، زردپي متصل كننده ماهيچه بزرگ ساق پاست . اين زردپي را درست در بالاي پاشنه پا مي توانيد لمس كنيد . نام اين ماهيچه گاستروكنميوس است و معمولا ماهيچه توام خوانده مي شود . اين ماهيچه در بالا دو سر دارد كه هر دو به استخوان ران و درست در بالاي زانو متصل است ولي در جهت ديگر درست تا وسط ساق ممتد مي شود . در زير اين ماهيچه زردپي دراز و ضخيمي است كه نقطه اتصالش استخوان پاشنه پاست . اين زردپي را تندوكالكانئوس مي گويند ولي نام معروفتر ان زردپي اشيل است . در ادمي زردپي اشيل پاشنه پا را به پشت ساق پا متصل مي كند نه به قسمت بالايي پا ( به پشت زانو ) . اين زردپي ها نقاط اتصال درشت ني و نازك ني را با عده اي از ماهيچه ها نشان مي دهد كه از پشت زانو عبور مي كنند . كار اين ماهيچه ها خم كردن ساق پا در محل زانوست .

ماهيچه داراي عمل عكس ماهيچه دوسر ، ماهيچه سه سر است . به اين جهت به ان سه سر مي گويند كه داراي سه سر است . دو سر به استخوان بازو متصل است و يك سر به استخوان كتف . نقطه اتصال اين ماهيچه روي زند زيرين در مقابل نقطه اتصال ماهيچه دوسر است . هنگامي كه ماهيچه سه سر منقبض مي شود ع ساعد كه بر اثر انقباض ماهيچه دوسر شروع به تا شدن كرده بود ، راست مي شود . اگر سه سر را به حالت انقباض نگه داريد خواهيد توانست دوسر را منقبض كنيد بدون انكه ساعد تاشود . ماهيچه ها هميشه بطوري ترتيب يافته اند كه هر دو ماهيچه يا هر دو گروه ماهيچه عكس هم كار كنند . مثلا اگر زردپي هايي انگشتان را خم كنند زردپي ها ي ديگر نيز در سطح ديگر دست قرار دارند كه انگشتان را راست مي كنند . گاهي ما براي خنثي كردن اثر ماهيچه اي از جاذبه زمين استفاده مي كنيم . مثلا يكي از كارهاي ماهيچه پشت ساق ( گاستروكنميوس ) ان است كه ما را روي نوك انگشتان پا نگه دارد ولي براي رجعت از اين وضع در طرف مقابل روي استخوان درشت ني به ماهيچه بزرگي احتياج نداريم زيرا جاذبه زمين اين كار را انجام مي دهد . به همين جهت است قسمت جلو ساق پا نسبتا بي ماهيچه است بطوري كه مي توانيم در زير پوست ساق سرتاسر استخوان درشت ني را لمس كنيم .

ماهيچه دوسر وقتي كه منقبض مي شود ساعد را بلند مي كند . استخوانهاي ساعد با نقطه اتكايي ، كه در ارنج است يك اهرم بوجود مي اورد . نقطه اتصال ماهيچه دوسر به زند زبرين در حدود يك چهارم طول از ارنج تا كف دست است بطوري كه نيروي بلند كردن بازو در حدود 8 سانتيمتري نقطه ثابت ارنج وارد مي شود . ولي وزنه اي كه بايد بلند شود بوسيله كف دست صورت مي گيرد و فاصله اش تا ارنج در حدود 32 سانتيمتر است . به ازايهر كيلوگرمي كه با كف دست بلند مي شود ماهيچه دوسر بازو بايد 4 كيلوگرم نيرو مصرف كند ولي در عوض براي اينكه اين وزنه 10 سانتيمتر بلند شود دوسر بازو فقط بايد 2.5 سانتيمتر كوتاه شود

فصل چهارم : تغيير و تحول گونه‌ها
كالبدشناسي (آناتومي)
مقايسه‌ي آناتومي جانداران مختلف، اغلب شباهت‌هايي اساسي را نشان مي‌دهد. به‌عنوان مثال، مقايسه‌ي اندام حركت جلويي در مهره‌داران مختلف، از طرح‌ ساختاري يكسان حكايت دارد و بازگوكننده‌ي وجود رابطه‌ي تكاملي ميان مهره‌داران است. اندام‌هايي را كه طرح ساختاري آن‌ها يكسان اما كار آن‌ها متفاوت است، " اندام‌ها يا ساختارهاي همتا " مي‌نامند. دست انسان، بال پرنده، باله‌ي وال و دست گربه مثال‌هايي از اندام‌هاي همتا هستند.

آناتومی بدن انسانآناتومی بدن انسانآناتومی بدن انسانآناتومی بدن انسانآناتومی بدن انسانآناتومی بدن انسان

 شماره 79 ، سال 7 ، آبان/1386

نویسنده: آرزو رستمیان
پست الکترونیکی: Email: arezoo85_r@yahoo.com


الکترومايوگرافي ثبت سيگنال عضلات


الکترومایوگرافی (EMG) روشي تجربی در زمينه بسط، ثبت و آنالیز سیگنالهای الکتریکی عضله است. سیگنالهای الکتریکی عضله بوسیله دگرگونی های فیزیولوژیکی در غشاء فیبرعضلانی شکل می گیرند.
الکترومایوگرافی مطالعه عملکرد عضله از طریق تحقیق سیگنال الکتریکی  است که  از عضلات سرچشمه مي گيرند.  EMG شامل ردیابی، تقویت، ثبت، آنالیز و تفسیر جهت سیگنال های ایجاد شده توسط عضله اسکلتی، هنگام فعالیت آن برای تولید نیرو است.
    

منشاء سیگنال
واحد حرکتی

واحد حرکتی  (MU)کوچکترین واحد عملی  است که می تواند برای  تشریح کنترل عصبی روند انقباض عضلانی بکار رود.  واحد حرکتی شامل یک فیبر عصبی (تنه سلولی نورون حرکتی، دندریتها،  آکسون و شاخه های متعدد آن) و تمام فیبرهای عضلانی است که به آنها عصب رسانده  شده است.
واژه "واحدها" پیرامون رفتار واحد حرکتی است.  تمام فیبرهای عضلانی واحد حرکتی بصورت متحد عمل می کنند.  
 در حین فعالیت عصبی ماهیچه ها، هر موتور حرکتی کامل، فعال و یا غیر فعال است.  هر ماهیچه شامل چندین واحد حرکتی، از تعداد اندک تا چند هزار میباشد .

آناتومی عضله   

رشته عضلانی واحد

هر رشته عضلانی واحد، حاوی دسته ای از تارهای ریز راه راه بنام فیبریلهاست. بدلیل خطوط روی این فیبریلها این نوع ماهیچه، ماهیچه راه راه نیز خوانده می شود. هرگاه رشته عضلانی پیامی را از مغز (از طریق دستگاه عصبی) دریافت کند، فیبریلهای آن همگی منقبض می شوند و رشته عضلانی را کوتاهتر می کنند. این امر بنوبه خود موجب عمل کششی کل ما هیچه بر روی استخوان می شود.


ساختار سلول ماهیچه
درون سارکوپلاسم سازه های بلند نازک روشن و تیره ای به اسم تارچه ماهیچه (فیلامان) در امتداد طولی قرار گرفته اند که به همین دلیل یک شکل راه راه پدید می آورند. هر تارچه شمال واحدهای متعددی به اسم سارکومر است.
سارکومرها کوچکترین واحدهای قابل انقباض در یک فیبر عضلانی هستند.  هزاران سارکومر یک زنجیره طولانی در هر تارچه ماهیچه تشکیل می دهند.  غشاء Z نشانه مرز بین هر دو سارکومر با هم میباشد.  طرح خطوط روشن و تیره به خاطر دو نوع تارچه پروتئینی طولی است. میوزین( فیلامان ضخیم تر) که منحصر به باند تیره A  و منطقهH  است و آکتین ( فیلامان نازکتر) که در باند روشن I و بین میوزین در سرهای باند تیره A قرار دارد.

انقباض عضلانی
وقتی ماهیچه منبسط می شود همه باندهای آن دیده می شود، در حالیکه در ماهیچه منقبض باند I روشن، باریک  و بعد ناپدید می شود . زیرا تارچه های نازک آکتین در بین تارچه های ضخیم  میوزین بطرف داخل، کشیده تر می شوند.
رمز فرآیند انقباض ماهیچه در روی هم قرار گرفتن تارچه های ضخیم میوزین و تارچه های نازک آکتین است.  تارچه های نازک آکتین از دو زنجیره از پروتئینهای گلبولی تروپومیوزین و تروپونین تشکیل شده اند. رشته های تروپومیوزین دور تارچه های نازک آکتین پیچیده اند و تروپونین در فاصله های منظم به تروپومیوزین متصل است.
در حالت انبساط ، تروپونین تروپومیوزین را در حالتی نگاه می دارد که محل های تماس میوزین را بر روی تارچه های آکتین مسدود می کند.
هنگامیکه سیگنال عصبی به سلول ماهیچه می رسد، شروع به آزادسازی یونهای کلسیم Ca++ از ذخیره های خاص حفره های T در شبکه سارکوپلاسمی می کند.
تروپونین تمایل زیادی به یونهای کلسیم دارد و هنگامیکه یونهای کلسیم به تروپونین می چسبند،  شکل مجتمع تروپونین-تروپومیوزین عوض می شود تا مناطق فعال را بر روی تارچه های آکتین آشکار سازد.
یونهای کلسیم با آشکار ساختن مناطق فعال بر روی تارچه های آکتین، ماهیچه را به انقباض تحریک می کنند.
در همان حال، سرهای تارچه میوزین بوسیله  ATP فعال می شوند.  ATP  وقتی به ADP و فسفات آزاد تجزیه می شود، مقدار زیادی انرژی آزاد می کند.
سرهای میوزین خود را به منطقه های منتخب بر روی تارچه های آکتین مجاور می چسبانند تا رشته های آکتین – میوزین را که معمولاً پل عرضی نامیده می شوند،  تشکیل دهند.
بلافاصله بعد از آن ، پل های عرضی باز می شوند و سرهای میوزین دوباره به محل های آکتین بعدی وصل می شوند و به همین ترتیب ادامه می یابد.
پیامد کلی این فرآیند این است که تارچه های آکتین کشیده می شوند و از تارچه های میوزین می گذرند، بطوریکه لبه ها بیش از زمان انبساط روی هم قرار می گیرند و بنابراین سارکومر را کوتاه می کنند. فرآیند ذکر شده در شکل 5 بتصویر در آمده است.

تحریک پذیری غشاء عضله
تحریک پذیری فیبرهای عضلانی، در کنترل عصبی نشان دهنده عامل عمده فیزیولوژی عضله است.  این پدیده می تواند تحت عنوان مدل نیمه تراوا شرح داده شود که توصیف کننده خواص الکتریکی سارکولم  است . یک موازنه یونی بین فضای درونی و بیرونی یک سلول ماهیچه ای، یک پتانسیل استراحت ساکن را در غشاء فیبر عضله شکل می دهد. (زمانی که در انقباض نیست یعنی در محدود    -80  تا -90 میلی ولت).  این اختلاف پتانسیل که با روندهای فیزیولوژیکی حفظ شده (پمپ یونی) منجر به بار منفی درون سلول نسبت به خارج سطح سلول می شود.  فعال سازی یک سلول شیپوری قدامی موتور آلفا (که بوسیله سیستم عصبی مرکزی تحریک شده ) منجر به هدایت تحریک در طول عصب حرکتی می شود.  با آزاد شدن مواد انتقال دهنده در صفحه انتهایی   واحد حرکتی،  یک پتانسیل صفحه انتهایی در فیبر عضلانی که بوسیله این واحد حرکتی پی داده  می شود، شکل می گیرد.  مشخصه های انتشار غشاء فیبر عضلانی  بطور مختصر تعدیل شده و یون های NA+ سرازیر می شوند.  این روند منجر به دپلاریزاسیون غشاء می شود که  فوراً با  تبادل رو به عقب یونها در مکانیسم پمپ یونی ( رپلاریزاسیون ) جایگزین می شود. 
 
 
تولید سیگنال EMG
پتانسیل عمل

اگر نفوذNa++ از آستانه مشخصی تجاوز کند، دپلاریزاسیون غشاء باعث پتانسیل عملی می شود که پتانسیل غشاء سریعا از -80 میلی ولت به بالای +30 میلی ولت برسد.  سپس یک از هم پاشیدگی   الکتریکی تک قطبی سریعا با فاز رپلاریزاسیون جایگزین می شود و درپی آن یک دوره هایپرپلاریزاسیون غشاء رخ میدهد.  پتانسیلهای عمل با شروع از صفحه انتهایی غشاء در طول فیبر عضلانی درهر دو جهت و درون فیبر عضلانی از میان یک سیستم لوله مانند  پخش می شوند .
 

این تحریک منجر به آزاد شدن یونهای کلسیم در فضای درون سلولی می شود.  فرآیندهای شیمیایی مرتبط (کوپلینگ  الکترومکانیکی) در نهایت المانهای منقبض شونده سلول ماهیچه ای را کوتاه می کنند.
این مدل که انقباض و تحریک را به هم متصل می کند، نشاندهنده یک ارتباط با همبستگی  بالا می باشد. (هرچند تحریکهای ضعیفی وجود دارند که می توانند منجر به انقباض نشوند. ) از نقطه نظر عملی می توان فرض را بر این دانست که در یک عضله سالم هر انقباض عضلانی از مکانیسم فوق تبعیت می کند.
سیگنال EMG بر پایه پتانسیل های عمل غشاء فیبر عضلانی است که از روند دپلاریزاسیون و رپلاریزاسیون شرح داده شده منتج می شوند.  وسعت ناحیه دپلاریزاسیون که در شکل زیر آمده، تقریبا 1 تا3  میلی متر مربع است.

شکل 7: نمودار پتانسیل عمل (میلی ولت بر ثانیه)

 

 
شکل 8: ناحیه دپلاریزاسیون در غشاء فیبر عضلانی

ترکیب سیگنال EMG
انطباق   واحدهای حرکتی

در مطالعات کینزیولوژیکی، پتانسیل های عمل واحد حرکتی تمامی واحدهای حرکتی فعال و قابل ردیابی در زیر ناحیه الکترود، از نظر الکتریکی منطبق هستند و بصورت یک سیگنال دوقطبی با توزیع متقارن دامنه های مثبت و منفی (با میانگین صفر) مشاهده می شوند که به آن الگوی تداخلی می گویند.
 
شکل 9: پتانسیل عمل واحدهای حرکتی متعدد

فعال سازی عضله
پنج مشخصه عضلات اسکلتی در بر دارنده  هم خواص الکتریکی (قابلیت تحریک و رسانایی) و هم خواص مکانیکی(قابلیت انقباض، قابلیت انبساط و کشسان بودن یا الاستیسیته) هستند.
سه تا از مهمترین مشخصه های عضله عبارتند از تحریک پذیری، رسانایی و قابلیت انقباض.
بنابراین در نتیجه فعال سازی نورونی هم پاسخ مکانیکی و هم پاسخ الکتریکی وجود دارد.
دو مورد از مهمترین مکانیزم های موثر در بزرگی و چگالی سیگنال رویت شده، بکار گیری واحدهای حرکتی و فرکانس شروع آنهاست.
اینها استراتژی های اصلی کنترلی برای میزان کردن روند انقباض و مدوله کردن نیروی خروجی عضلهٌ درگیر است.
از آنجاییکه بافت متصل کننده و لایه های پوست، اثر فیلتر پایین گذر را در سیگنال اصلی دارند، فرکانس شروع آنالیز شده برای مثال EMG سطحی، نشاندهنده مشخصه های  شروع  بنیادی و دامنه سیگنال نیست. 
به عبارت ساده تر می توان گفت که سیگنال EMG، بطور مستقیم بازتابنده مشخصه های شروع و بکار گیری واحدهای حرکتی ردگیری شده درون ماهیچه مورد اندازه گیری می باشد.
 
شکل 10 : بکار گیری و فرکانس شروع واحدهای حرکتی نیروی خروجی را مدوله کرده در سیگنال EMG منطبق شده   بازتابانده می شود.

کل ماهیچه شامل بافت ماهیچه و بافت متصل کننده است و معمولا به یک تاندون چسبیده است.
- ماهیچه
- دسته فیبر ها
- فیبر ها
- فیبریل ها
- فیلامانها
تنها بافتهای ماهیچه ای در سیگنال EMG  شرکت دارند.  بنابراین بافت متصل کننده می تواند نیروی انفعالی ایجاد کند ولی پاسخ الکتریکی ایجاد نمی کند.

طبیعت سیگنال EMG
به سیگنال فیلتر نشده (به استثنا تقویت کننده میان گذر) و پردازش نشده ای که MUAP های منطبق را رد یابی می کند، سیگنالEMG خام می گویند.  در شکل نمونه زیر ثبت  یک سیگنال EMG  سطحی خام برای سه انقباض استاتیک عضله دو سر انجام شده است :
 
شکل 11 : ثبت سیگنال خام سه انقباض برای عضله دوسر

هنگامی که عضله در وضعیت استراحت قرار دارد، Baseline EMG  بدون نویز، کم و بیش دیده می شود.  نویز Baseline EMG  به فاکتورهای زیادی از جمله کیفیت تقویت کننده، نویز محیطی و کیفیت شرایط رد یابی بستگی دارد.  با فرض تقویت کنندگی مناسب و آماده سازی مناسب پوست،Baseline  نویز بیشتر از از 3 تا 5 میکروولت نمی شود.  هدف معمولا 1 تا 2 میکروولت است.
عضله سالمی که در وضعیت استراحت قرار دارد، با توجه به نبود دپلاریزاسیون و پتانسیل عمل، هیچ فعالیت EMG  خاصی نشان نمی دهد.  بطور طبیعی تیزی  های سیگنال های EMG  خام اَشکالی تصادفی هستند.  این بدین معنی است که یک ثبت نمی تواند دوباره عیناً بازسازی شود . این مسئله این حقیقت را عیان می سازد که یک دسته واحد های حرکتی بکار گرفته شده  بطور ثابت در ماتریس و یا قطر واحدهای حرکتی موجود تغییر می کنند.  اگر گاهاً دو یا تعداد بیشتری واحد حرکتی در یک زمان شروع به فعالیت کنند و در مجاورت الکترودها قرار داشته باشند، تولید یک تیزی شدید منطبق   می کنند.  با اعمال یک الگوریتم هموار کننده و یا انتخاب یک پارامتر دامنه مناسب، مقادیر غیر قابل بازسازی سیگنال حذف می شوند و یا اینکه به حداقل می رسند.
EMG سطحی خام در بازه 5000 ± (برای ورزشکاران) قرار دارد و فرکانس مقادیر آن نوعاً بین 6 تا 500 هرتز می باشد که نشاندهنده بیشترین قدرت فرکانسی در بازه 20 تا 150 هرتز می باشد.

فاکتورهای موثر بر سیگنال EMG
سیگنال EMG  در طول مسیرش از غشاء عضله تا الکترودها تحت تاثیر عوامل محیطی مختلفی قرار دارد که شکل و مشخصه آن را  تغییر می دهند.  این عوامل بطور اساسی به این گروه ها تقسیم بندی می شوند:
1- مشخصه های بافت
بدن انسان رسانای خوب الکتریکی است ولی این رسانایی با توجه به نوع بافت، ضخامت، تغییرات فیزیولوژیکی و دما تغییر می کند.  این شرایط از موضعی به موضع دیگر بشدت تغییر می کنند و مانع مقایسه کمی پارامترهای محاسبه شده دامنه سیگنال EMG  پردازش نشده  می شوند.
2- Cross Talk  فیزیولوژیکی
عضلات مجاور هم، مقدار قابل توجهی سیگنال EMG  تولید می کنند که در  محل الکترود، ردیابی می شود.  بطور معمول این Cross Talk  از 10 تا 15 درصد مقادیر کل EMG  تجاوز نمی کند و یا اصلاً موجود نیست.  با این وجود باید موارد احتیاطی برای تنظیمات دقیق داخل گروه عضلات رعایت شود.  تیزی سیگنال ECG  می توانند در  ثبت EMG   تداخل ایجاد کند خصوصا هنگامی که EMG ، مربوط به اندام فوقانی و شانه ها باشد.  این اثرات به آسانی قابل رویت هستند و الگوریتم های جدیدی برای از بین بردن آنها وجود دارد.
 
شکل 12: سیگنال EMG  خام با تداخل سنگین ECG

3- تغییرات در هندسه بین بطن عضله و محدوده الکترودها
هرگونه تغییر فاصله بین مبدا سیگنال و محدوده ردیابی، خواندن سیگنال را تحت تاثیر قرا می دهد.  این مسئله یکی از مشکلات اصلی در مطالعات حرکت دینامیک می باشد و می تواند از فشار خروجی تاثیر گرفته باشد.

4- نویز خارجی
در محیط هایی که نویز زیاد دارند باید احتیاط لازم رعایت شود.  بیشترین نویز بر اثر زمین کردن نادرست و یا تجهیزات خارجی دیگر به وجود می آید.

5- الکترود و تقویت کننده ها
کیفیت الکترودها و نویز داخلی تقویت کننده ها ممکن است مقداری سیگنال  به Baseline  EMG اضافه کنند.  نویز داخلی تقویت کننده نباید از 5 ولت rms  تجاور کند.
بیشتر این عوامل با آماده سازی دقیق و چک کردن شرایط آزمایش قابل کنترل و به حد اقل رسیدن هستند.

 

شکل1: نمونه ای از یک سیگنال EMG             شکل 2: واحد حرکتی               

شکل 3: مدل آناتومیکی عضله                      شکل  4: آکتین و میوزین و باندهای مربوط به آنها 

شکل 5:پروسه انقباض عضله  

شکل 6: شماتیک تصویری سیکل دپلاریزاسیون /رپلاریزاسیون درون غشاءهای تحریک شونده

مراجع:
1. The ABC of EMG (A Practical Introduction to Kinesiologocal Electromyography),
Peter Conrad, April 2005  
2. Electromyography (Kinesiology for OT), Mark Halaki

  • نوشته شده توسط فرهاد ,

    درباره وبلاگ
     
    به نامه خدا اینکه به وبلاک خودتون اومدین تشکر میکنم و امیدوارم از این فرصت به دست آمده به نحو احسن استفاده کنن به قول ما ترکا سنگ و بنداز شاید خورد ولی من مطما هستم این روش تجارت الکترونیکی با بقیه فرق میکنه چون ما چیزی رو از دست نمیدیم بر عکس احتمال اینکه یه چیزایی هم به دست بیاریم خیلی بالاست امتحانش که ضرر نداره (درسته)؟به حر حال امید وارم موفق باشین و این روش تجارت الکترونیک بتونه زندگی تونو از لحاظ مالی غنی کنه یا حق...
     

    تبلیغات

     
    لیست دوستان

    ترفند انواع موبایل
    کارت اینتر نت رایگان برای شهر های ایران
    دانلود بوت و هک
    آموزش ترفند ویندوز و رجستری
    دانلود برنامه و نرم افزار
    دانلود موزیک
    کاریکاتور اهانت روزنامه دانمارکی به حضرت محمد(ص)
    گالری بهترین عکس های عاشقانه
    گالری انواع فالو طالع بینی
    گالری جک
    گشاورزی
    کد های جاوا
    قالب وبلاگ
     

     
    لینکستان

     
     
    بخش ویژه

     
     
    Copyrights This Blog  © 2008 | Designed By : NazTarin.Com